ناصر الدين انصارى قمى
322
اختران فقاهت ( فارسى )
كلامش متعجب شد و او را به منبرش نزديك نمود و از اسم و شهرش پرسيد و پس از درس ، او را به خانهاش برد و بسيار با او مؤانست كرد و آشتيانى هم - كه گمشده خود را يافته بود - از استادش جدا نشد . مرحوم شيخ انصارى ، شاگرد فرزانهاش را به شاگردان خود معرفى كرد و ديگران را به دو حوالت مىداد ، و آشتيانى هم به خاطر حسن تقرير و بيان زيبايش ، به تقرير درس شيخ مىپرداخت و به لسان الشيخ شهرت يافت و گروه بسيارى در درس او شركت كردند . بنا به گفتهء مرحوم حرز الدين ، وى در درس علامه شيخ محسن خنفر و آيت اللّه شيخ محمّد حسن صاحب جواهر نيز شركت مىكرد ، « 1 » هرچند اين مطلب در جاى ديگر يافت نشد . آيت اللّه آشتيانى ، مجموعا 17 سال در نجف ماند و به تحصيل ، تدريس و تأليف و پرورش شاگردان پرداخت ، و يك سال پس از وفات شيخ انصارى ( 1281 ه . ق ) ، « 2 » به سوى ايران بازگشت . بازگشت به ايران مرحوم ميرزا محمّد حسن آشتيانى ، در سال 1282 ه . ق به سوى تهران حركت نمود و در ايران به نشر تحقيقات و ابتكارات شيخ انصارى در علم اصول پرداخت . وى نخستين كسى بود كه در ايران مطالب شيخ را در درس خويش عرضه داشت و لذا از اطراف كشور به سوى او روى آوردند و جويندگان دانش ، در اطرافش حلقه زدند . « 3 » از آنجا كه بيانى زيبا و تقريرى شيوا داشت ، امر تدريس فقه و اصول به وى منحصر
--> ( 1 ) . حرز الدين نجفى ، معارف الرجال ، ج 1 ، ص 239 . ( 2 ) . امين ، اعيان الشيعة ، ج 5 ، ص 37 ؛ تهرانى ، نقباء البشر ، ج 1 ، ص 390 ؛ واعظ خيابانى ، علماى معاصرين ، ص 70 ؛ موسوى بجنوردى ، دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 ، ص 407 . ( 3 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ص 390 .